۲۰ بهمن ۱۳۸۷

ازدواج دختر 15 ساله با مرد 87 ساله ؟!! فقر


دختر 15ساله يي که پدرش او را در ازاي 50 هزار تومان و با وعده دريافت دو دانگ از يک خانه به عقد مردي 87 ساله درآورده بود، پس از چند ماه زندگي به خاطر بدرفتاري هاي شوهرش از او شکايت کرد .
اين دختر نوجوان که مريلا نام دارد در حالي که براي شکايت از شوهرش نزد ماموران انتظامي مشهد مراجعه کرده بود به افسر نگهبان کلانتري گفت؛ من به خاطر پر کردن شکم دو خواهر کوچکم با علي اکبر که 72 سال از من بزرگ تر است، ازدواج کردم .اما او مرا کتک مي زند و به من خرجي نمي دهد .
اين زن نوجوان ادامه داد؛ من فرزند دوم خانواده هستم و وقتي دو ساله بودم مادرم به خاطر اينکه پدرم به مواد مخدر اعتياد داشت از او جدا شد . پدرم که درآمدي نداشت و همه فکرش مواد بود سرپرستي مرا به خانواده ديگري واگذار کرد .
من هشت سال نزد زن و شوهري جوان زندگي مي کردم اما چون دلم براي دو خواهرم تنگ شده بود دوباره به خانه پدرم برگشتم .
من هر بار که دخترهاي هم سن و سالم را با خودم مقايسه مي کردم عذاب مي کشيدم. مريلا ادامه داد؛ وقتي 13 ساله بودم در شرايطي که فکر مي کردم ديگر بزرگ شده ام با پسري که در همسايگي مان بود، آشنا شدم .
او با وعده و وعيد مرا فريب داد. فکر مي کردم وجود علي باعث مي شود دوران سختي ام به پايان برسد ولي او از من سوءاستفاده کرد و گفت حاضر نيست مرا عقد کند .
پدرم که از رابطه ام با علي مطلع شده بود قصد داشت از دست او شکايت کند تا اينکه عاقبت علي راضي شد با من ازدواج کند .
زندگي با علي فرق چنداني با زندگي در کنار پدرم نداشت .
او هم مثل پدرم معتاد بود و دائم مرا کتک مي زد. يک سال اين وضعيت را تحمل کردم اما سرانجام کاسه صبرم لبريز شد و به ناچار از او جدا شدم .
مريلا ادامه داد؛ وضعيت زندگي ما روز به روز بدتر مي شد و پدرم دار و ندارش را فروخت تا هزينه تامين مواد مصرفي اش کند .
از طرفي چون چند ماه کرايه خانه نداده بوديم صاحب خانه مان گفت بايد خانه اش را خالي کنيم. او يک هفته مهلت داد آنجا را ترک کنيم .
در حالي که مهلت مان رو به اتمام بود علي اکبر پيرمرد 87 ساله يي که همسايه مان بود و از وضعيت زندگي مان خبر داشت با پدرم صحبت کرد و گفت به ما کمک مي کند. آن روز نمي دانستم چه بلايي قرار است به سرم بيايد اما چند روز بعد فهميدم علي اکبر به پدرم 50 هزار تومان پول داده و با وعده اينکه دو دانگ از خانه اش را به نام من مي کند، از من خواستگاري کرده است .
درحالي که پدرم هيچ صحبتي با من نکرده و حتي نظرم را هم نپرسيده بود يک روز به زور مرا به يک دفترخانه برد و به عقد علي اکبر 87 ساله درآورد .
شوهر پيرم يک اتاق در گوشه خانه اش به پدر و دو خواهرم داد .
ابتدا زندگي مان به خوبي مي گذشت هرچند من از زندگي با مردي که 72 سال از من بزرگ تر بود عذاب مي کشيدم ولي به اينکه دو خواهرم راحت زندگي مي کردند دل خوش بودم اما بعد از مدتي وضعيت تغيير کرد .
علي اکبر نه تنها دو دانگ از خانه اش را که قول داده بود به نام من نکرد بلکه به زور مرا به سر کار فرستاد .
او ماهانه 35 هزار تومان از حقوقم را به خاطر اينکه به خانواده ام يک اتاق داده به عنوان کرايه خانه از من مي گرفت و خرجي هم به من نمي داد .
چند بار با پدرم صحبت کردم اما او بي تفاوت بود. تا اينکه شوهرم گفت بايد پدرم و دو خواهرم خانه اش را ترک کنند .
پدرم که از شنيدن اين حرف ها عصباني شده بود مرا مجبور کرد به کلانتري بيايم و از علي اکبر شکايت کنم .
او من و پدرم را فريب داده و به من نفقه نمي دهد و مرتب کتکم مي زند .

شرمتان باد ای مسئولین بی مسئولیت . فقر در حال نابودی انسانیت در این کشور است ؟!

۱۴ بهمن ۱۳۸۷

وضعیت دانشجویان ممنوع الورود دانشگاه زاهدان ؟


در آبان‌ماه ترم گذشته در دانشگاه سیستان و بلوچستان با هجوم افرادی ناشناس به دانشگاه و ضرب و شتم تعدادی از دانشجویان، دانشجویان در اعتراض به مشکلات امنیتی موجود در دانشگاه و حوادث روی‌داده تجمعاتی را برگزار کردند و اعتراضات خود را نسبت به اتفاقات روی‌داده نشان دادند.

دانشجویان در مطالبات خود خواستار استعفای ۲ تن از مسؤولان دانشگاه به نام‌های شمس نجفی (دبیر کمیته‌ی انضباطی دانشجویان) و کوچک‌زایی (مسؤول نگهبانان دانشگاه) به دلیل عمل‌کرد ضعیفشان و عدم برخورد آموزشی، انضباطی و قضایی با دانشجویان تجمع‌کننده بودند.

مسؤولان دانشگاه در جمع دانشجویان و نیز در در مذاکرات با شورای تجمع‌کنندگان، مطالبات دانشجویان را پذیرفتند و قول رسیدگی به آن‌ها ‌را دادند.

اما با گذست چند ماه از آن تاریخ تا به کنون نه تنها هیچ کدام از مطالبات دانشجویان تحقق نیافت بلکه مسؤولان دانشگاه تمام توافقات صورت گرفته اولیه را نقض کردند.

مسؤولان دانشگاه و برخی از دانشجویان و تشکل‌های ارزشی دانشگاه فشار و هجمه‌ها را به‌سوی دانشجویان تجمع‌کننده، نشریات و دانشجویان منتقد و انجمن‌های اسلامی دانشجویان شدت بخشیدند و با پخش شب‌نامه‌ها و تهیه ‌طومارهای جعلی و پرونده‌سازی، آن‌ها را به ملحد‌ بودن، برانداز بودن، پیاده‌نظام دشمن و مزدور و اتهامات بی‌اساس دیگری متهم نمودند.

در این میان به نقشی که کمیته‌ی انضباطی و مسؤولان نهاد رهبری در دانشگاه در این خصوص دارد می‌توان اشاره کرد. با ایجاد تغییر در نهاد رهبری و جانشینی پورذهبی به جای انصاریان در ریاست نهاد رهبری دانشگاه سیستان و بلوچستان فشارها بر دانشجویان منتقد و آزادی‌خواه شدت بیشتری به خود گرفته است.

مسؤولان که در تجمعات اخیر مطالبات دانشجویان را پذیرفته بودند و قول رسیدگی داده بودند با عهد شکنی و عدم تحقق مطالبات دانشجویان به مجازات و سرکوب دانشجویان تجمع‌کننده و منتقد اقدام کردند.

/ دانشجویان ممنوع الورود نه تنها حکم‌ انضباطی‌شان ناعادلانه و غیرقانونی بوده است بلکه ممنوع الوردشان نیز غیرقانونی است. زیرا هیچ جای آیین نامه حق اخراج از دانشگاه و خوابگاه را به مسوولان نداده است و تنها این حق را به رییس دانشگاه داده که حداکثر یک ماه تا صدور حکم از ورود افراد جلوگیری کند.

اما حکم ممنوع الورود دانشجویان پس از صدور حکم صادر شده است و به معنای اخراج از خانه این افراد هم محسوب می شود.